یادگاری من رو یادته
یادته پا رو قلبم گذاشتی
رفتی و تنهام گذاشتی
یادته اون عهدو پیمون که زیر پاهات گذاشتی
تموم شد خاطراتتمون هرچی که بود
هرچی که بود
دیگه بسمه شکستم تو رو خدا بزار برو از با تو بودن دیگه خستم
بزار دلم یه عمری تنها بمونه
یه عمری من زیر پاهات شکستم
اشتباه کردم تو رو باور کردم
حالا می خوام تو رو آسون ترکت کنم
دیگه بسمه دیگه بسمه شکستن
تو رو خدا بزار برو از با تو بودن دیگه خستم
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد؟
لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد؟
روی ماهش کجا پنهون شده،اون رفته کجا؟
چرا از اون ور ابرا دیگه بیرون نمیاد؟
نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف
عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد
منو کشتی تو با اون خنجر دوریت،عجیبه
چرا از این دل دیوونه یه کم خون نمیاد؟
تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی
درارو بستم از اون روز دیگه مهمون نمیاد
صدای بارون قشنگه به شیشه می خوره
اما به غم نجیبت روی ناودون نمیاد
عمریه اسیرتم،اسیر اون چشمای ناز
یه مولاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد
نمیگه کسی واسه مرمتش فکری کنه
هیچ کسی سراغ این کلبه ی ویرون نمیاد
زندگی بازی شطرنجه و من منتظرم
طرف مقابلم ولی به میدون نمیاد
اونی که برای دیدنش ستاره می شمری
اهل نازه پس،با یک خواهش آسمون نمیاد
لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد



نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 15:17 |
لینک ثابت |